محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 44
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
طارى شود ، و تجلى به انواعى چند است : تجلى نورى و صورى - كه گفته شد - و تجلى لطفى و جمالى ، و تجلى قهرى و جلالى ، تجلى قهرى و جلالى چون بر بنده عارض شود فنا و محو بشريت و رسوم جسمانيت بر او لازم آيد ، تجلى لطفى و جمالى شخص را از او مىستاند - اما دارنده و پروراننده مىسازد - . هفتم محاضره است ، و آن حضور دل است ، يعنى انقطاع سالك از پراكندگى كه موجب انقطاع از حق است و اين مقدمهء مكاشفه است . هشتم مكاشفه است ، و آن كشف اشياء و اسرار آن است بر سالك و بر مقام عالىتر ، مكاشفه كشف انوار تجليات و كشف صفات الهى است . نهم مشاهده است ، و آن ديدن حقيقت است به ايقان ، و صاحب مشاهده را در شهود حق هيچ داعيه و شائبهء شكى نيست ، مشاهده نيز بر حسب قرب وصال و بعد صاحب مشاهده متفاوت است ؛ و آينهء دل هر كس كه صافىتر باشد بيشتر محل انعكاس انوار حقيقت مىباشد . دهم معاينه است ، و آن بالاتر از مشاهده است ، چه مشاهده جلوهء شاهد است به لباسهاى گوناگون ، و همين تغييرات گاه باعث حيرت مىشود ، ولى معاينهء كلى هيچگاه ( در دنيا ) حاصل نيايد . كيفيت تأليفات قونوى قونوى داراى تحريرى منشيانه است ، اما همين ذكر مطالب عميق و زياد در قوالب كوتاه و بيان امهات مسائل و ترك فروع و جزئيات ؛ از علل مشكلى درك مباحث مدوّنهء در كتب اوست « 1 » ، وى در همه جا داراى تحقيقات مختص به خود
--> ( 1 ) - و اين همان مطلبى است كه در شرح حال شارح هم بيان مىداريم كه چون قونوى بسيار مجمل و در ضمن پيچيده و مفصل سخن مىگويد ؛ فهم كتبش به آسانى - حتى براى اهل فن - ميسر نيست ، چون در رسايل و كتب ديگرش بنابر اقتضاى مقام به ايراد مطالب پرداخته ، افكار و آراء او بطور پراكنده در مسفوراتش آمده ، لذا شارح محقق - يعنى علامهء فنارى - به واسطهء احاطهاش بر كتب شيخ و افكار او ،